عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
اگر ماه تو باشی ( سید محمدجواد شرافت )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 969 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

در شادی شعبان تو غرق ست جهانم

تقدير مرا نور نگاه تو رقم زد

بايد که شب چشم تو را قدر بدانم

روی تو و خورشيد، نه، روشن تر از آنی

چشم من و آيينه، نه، حيران تر از آنم

در سايه ی قرآن نگاه تو نشستم

باران زد و برخاست غبار از دل و جانم

برخاست جهان با من برخاسته از شوق

تا حادثه ی نام تو آمد به زبانم

عيد ست و سعيد ست اگر ماه تو باشی

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

 

سيد محمدجواد شرافت


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
عشق خوانا شد ( محدثی خراسانی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1133 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


رسیدی و پر و بال فرشته ها وا شد

شب از کرانه‌ی هستی گذشت، فردا شد

تو آمدی و به یمن نگاه تازه‌ی تو

خطوط مبهم و مخدوش عشق خوانا شد

 

محدثی خراسانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
حوالی قاف ( وحید قاسمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1529 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

فرشتگان سما ائتلاف می كردند

به گرد بستر نرگس طواف می كردند

به زير سايه ی محراب سبز گهواره

پيمبران خدا اعتكاف می كردند

و رودهای بهشتی به اشك شوق ظهور

زلال آبی خود را مضاف می كردند

تمام دوزخيان را ملائكه ز عذاب

به يمن خنده ی مهدی معاف می كردند

قمر رخان سماوات تيغ مژگان را

به محض ديدن پلكش غلاف می كردند

پريوشان به كنار ضريح چشمانش

به زشت بودن خود اعتراف می كردند

مقربان الهی برای ديدن او

خريدهای كلان كلاف می كردند

چقدر مردم عاشق كبوتر دل را

روانه سمت حوالی قاف می كردند

سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را

منجمان فرج اكتشاف می كردند


وحید قاسمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
جام آخر ( قاسم صرافان )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1432 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


می ها چشیده ام من و این آخر  سری

کارم کشیده است به آن جام آخری

با یاد این نگار جوان، ساقیا ! فقط

مستم کن امشب از می انگور عسکری


قاسم صرافان


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
نرگس مستان ( وحیده افضلی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1166 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

هفتاد شاخه نرگس مستان بياوريد

از باغ ها شکوفه و ريحان بياوريد

عيد ست! شاعران جهان را ندا دهيد:

آييد و شعرهای فراوان بياوريد

يک پير مِی فروش که ساقی شود، وَ بعد

از حافظيه پيرغزل خوان بياوريد

درهای آسمان که به شادی گشوده شد

شاخه نبات و آينه قرآن بياوريد

تا عطر اطلسی همه را مست تر کند

هفتاد مرتبه گل و گلدان بياوريد

حالا تمام اهل زمين را خبر کنيد

از هفت شهر آينه، مهمان بياوريد

از هند، طوطيان سخن گو و از ختن

مُشک و غزال های خرامان بياوريد

گريه کنيد و اشک بريزيد! اشک شوق!

عيدی برای حضرت باران بياوريد

تن را به هر کجاست، همان جا رها کنيد

دل را به سامرای پريشان بياوريد

دارد جهان به مرحله ی اوج مي رسد

اينک يقين به "نيمه ی شعبان" بياوريد

با خط و خال هاشمی اش زير و رو شويد

دل را خراب کرده، به سامان بياوريد

نامش محمد ست! بخوانيد: وان يکاد

عطر گلاب قمصر کاشان بياوريد

او مهدی است، مهدی نرجس، برای او

از فارس ياوران مسلمان بياوريد

يعني برای اين که غريب است در جهان

بهرش هزار حضرت سلمان بياوريد

يا ايها الذينَ، که مؤمن شديد، حال -

بايد به خال صورتش ايمان بياوريد


 وحيده افضلی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
نور خورشید امامت
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1467 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


مژده ای دل که شب نیمه شعبان آمد

بر تن مرده و بی جان جهان جان آمد

بانگ تکبیر نگردرهمه عالم بر پاست

همه  گویند  مگرجلوه یزدان آمد

اززمین نوربه بالا رود امشب زیرا

نور خورشید امامت همه  تابان  آمد

قائم آل محمد (عج) گل گلزار رسول

حجة بن الحسن (عج) آن مظهر ایمان آمد


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
سجده شکر ( اصغر چرمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1097 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


سجده ی شكر کنم نيمه ی شعبان آمد

روز ميلاد گل باغ رسولان آمد

سر خود را ز ادب بر سر سجاده نهم

رو به محراب كنم مظهر ايمان آمد

ابر رحمت به روي ديده ی دل پای نهاد

دل به دريا بزنم علت باران آمد

بر سر سفره ی پر فيض خدا گام نهم

جان تصدّق بدهم منبع احسان آمد

چشم عالم به جمال گل رويش روشن

به سماوات و زمين ماه درخشان آمد

شب احيای دل منتظران است كنون

وارث دين نبی حافظ قرآن آمد

شهر دل را كه پر از ناله ی الغوث شده

وعده ی وصل دهم معنی فرقان آمد

چه كنم تا كه بيايد به سر بالينم ؟

به همه فخر كنم حضرت جانان آمد

 

اصغر چرمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ز یمن قدمش
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1448 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



مژده ای اهل ولا نیمه ی شعبان آمد

بوی عطر ختن و نرگس و ریحان آمد

نرگس آورد به دنیا پسری فرخ روی

که ز یمن قدمش دیده به حیران آمد



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
از اینجا تا رسیدن گاه ( عباس چشامی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1152 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


چراغ خانه را روشن کنيد، آواز بگذاريد

کسی دارد می آيد، لای در را باز بگذاريد

بيفشانيد آبی بر حياط و يادتان باشد

که در بالای مجلس چهار بالش ناز بگذاريد

بجنبيد و بيندازيد نقلی در دهان غم

به پا خيزيد و در دستان شادی ساز بگذاريد

الا دل‌های تمرين کرده دور از او پريدن را

از اينجا تا رسيدن‌ْ گاه او پرواز بگذاريد

بيايد، بيشتر گل مي‏ دهد بيشْ‌ انتظاران را

اگر دل کنده ‏ايد از اين صبوری باز بگذاريد

نگاهش راهزن بسيار دارد من که می ترسم‏

مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذاريد!

 

عباس چشامی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
عالم چراغانی
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1019 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ز بام عرش می آيد اشارت‌های پنهانی

تمام لحظه‌ها پرمی شود ازعطرعرفانی

صدای عشق می آيد از آنسوی نهايتها

معطر ميشود عالم از اين آوای سبحانی

نوای سبز توحيد است تا هفت آسمان جاری

نوای آشنای نغمه های سبز قرآنی

به سمت نور ميخواند کسی دلهای شيدا را

به بزم عشق ميخواند کسی ما را به مهمانی

کسی از جنس گلها از تبار آبی دريا

ودست مهربانش چاره درد و پريشانی

کسی وا می کند دروازه های روشنايی را

که تا پايان بگيرد قصه شبهای ظلمانی

زلبخندش شکوفا ميشود باغ گل نرگس

زلبخندی زلال و روشن و شفاف و روحانی

حضورش نورميبخشد تمام بزم هستی را

زنورش ميشود هر جای اين عالم چراغانی

سرود عشق ميخواند فلک از شوق ديدارش

سرود مهرميخواند دل، اين دريای توفانی

گل فرياد ميرويد زحجم خاک از شوقش

به پايان ميرسد چشم انتظاری های طولانی

بساط شادمانيها مهيّا گشته در هر جا

رسيده فصل گلها، فصل زيبای گل افشانی

نصيب عاشقان از فيض ديدار گل رويش

نگاهی آفتابی، ديدهای از شوق، بارانی

چراغ روشنی بايد شبستان ولايت را

وميتابد به صحن عشق آن خورشيد کنعانی

به زيرسايه سبزش جهان آسوده ميماند

گلستان ميشود عالم از اين مولود نورانی



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
تبار حیدر
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 902 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


روز ولادت گل خلاق سرمد است

او از تبار حیدر و از نسل احمد است

در آسمان و زمین می رسد به گوش

میلاد قائم آل محمد است


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
پرده نشین ( صفا تویسرکانی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1327 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


شد نيمه ی شعبان و جهان گشت جوان

از مقدم پاك آن ولی سبحان

آن پرده نشين كاخ وحدت امروز

بنمود رخ از پرده و گرديد عيان


صفا تويسركانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
صفای قدمت ( پاشا صمیمی خلخالی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 879 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

به صفای قدمت دیده گلزار شکفت

گل لبخند به شوق آمد و بسیار شکفت

خنده‌ها بر لب صد پنجره باز نشست

روشنی‌ها به دل پنجره تار شکفت

مژده آمدنت پشت جفاکار شکست

آتش عشق تو در سینه ی احرار شکفت

غم دنیا ز دل خلق جهان پای گرفت

انتظار فرجت گل شد و صد بار شکفت

در غم عشق تو می‌سوخت دل خلق جهان

آمدی این دل ما چون رُخ ازهار شکفت

چه مبارک سحری بود که از فیض رُخت

با غ‌ها جمله به رقص آمد و گلزار شکفت

 

پاشا صمیمی خلخالی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
از عشق چکید ( حسنا محمدزاده )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 805 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


از عشق چکید و شیره ی جان ها شد

آمد نفس تمام دوران ها شد

از راه رسید و جای خورشید نشست

تا قبله ی آفتاب گردان هاشد


حسنا محمد زاده


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مظهر طاها ( اصغر چرمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 855 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

سر بر قدم مهدی زهرا برسانید

با منتظران سوره ی والشمس بخوانید

او آینه ی حسن خدا مظهر طاهاست

در دست حسن یوسف زهراست ،بدانيد

در نیمه ی شعبان ز می ساقی کوثر

بر کام  محبین  ائمّه  بچشانید 

با اهل ولا جامه ی احرام بپوشید 

محمل به سوی کعبه ی مقصود برانید

با ندبه وُ عهد و فرج و ذکر مُداوم

از دیده ی دل تا به ابد اشک فشانید

اي منتظران حرف دل منتقم اين است

پای عَلَم و بیرق ارباب بمانید

 

اصغر چرمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
منجی جهان ( مشفق کاشانی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 945 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


برخیز که منجی جهان می آید

آن حجّت حق، امید جان می آید

شد دامن نرگس از گلستان حسن 

گل ریز، که صاحب الزمان می آید

 

مشفق کاشانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
جانان است این ( سازگار )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1123 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای طلوع صبح دم نور دگر آورده ای

آفتابی بهتر از شمس و قمر آورده ای

شاهدی از جان و دل محبوب تر آورده ای

یا که وجه الله بر اهل نظر آورده ای

مصلح کل حجت ثانی عشر آورده ای

 

مهدی موعود کز خلق خدا او را سلام

 

آسمان امشب چه سیمای تو روحانی شده

دامنت چون قلب نرگس پاک و نورانی شده

سینه ات لبریز از انوار ربّانی شده

صحنه هایت روضه ی سر سبز رضوانی شده

ماه با لبخند ، گرم نورافشانی شده

 

تا طلوع صبح دور سامره گردد مدام

 

ای زمین آغوش بگشا که جانان است این

سامره تطهیر کن خود را که قرآن است این

آسمان در بر بگیرش یک جهان جان است این

سیزده معصوم را روح است و ریحان است این

قلب قرآن ، هستی دین ، رکن ایمان است این

 

خود امام و یازده آباء معصومش امام

 

استادسازگار


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مشک فشان ( اصغر چرمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1001 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


عید است و صبا مشک فشان می آید

آرام دل و مونس جان می آید

ای دل به تماشای گل باغ حسن

برخیز که صاحب الزمان می آید


اصغر چرمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
زهرا به تو می نازد ( سید مجتبی شجاع )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1335 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای آن که خداوند يکتا به تو می نازد

تو يوسف زهرايی مولا به تو می نازد

تو جنّت الاعلايی جان بخش مسيحايی

از بس که تو زيبايی حورا به تو می نازد

تو پاک تر از پاکی تو خارج از ادراکی

تو معنی لولاکی طاها به تو می نازد

آدم شده مديونت يوسف شده مجنونت

موسی به تو می بالد عيسی به تو می نازد

تو ناطق قرانی تو معنی عرفانی

تو مظهر ايمانی تقوا به تو می نازد

ای تاج سر زهرا هستی قمر زهرا

ای گل پسر زهرا، زهرا به تو می نازد

دل راه تو می پويد دنبال تو می جويد

تنها ز تو می گويد تنها به تو می نازد

عالم به حسين و او بر زينب خود نازد

زينب به اباالفضل و سقا به تو می نازد


سيد مجتبی شجاع


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
قبله گاه حاجات ( شائق )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1467 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


ای مظهر رحمت وعطا و بركات

سرچشمه ی فيض و قبله‌گاه حاجات

ای حجت ثانی عشر ، ای مهدی جان

بر طلعت زيبای تو دائم صلوات

 

شائق


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
طلعت زیبای تو ( فرهاد ناظرزاده کرمانی )
چهارشنبه ساعت : | بازديد : 1102 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

ای دل شيدای ما گرم تمنای تو

کی شود آخرعيان طلعت زيبای تو

گرچه نهانی ز چشم دل نبود نااميد

می ‎رسد آخر به هم چشم من و پای تو

زاده نرگس تويی ديده چو نرگس به ره

مانده که بيند مگر لاله حمرای تو

تيره بماند جهان نور نتابد ز شرق

تا ندهد روشنی روی دلارای تو

اين همه نو دولتان غره به جاه و جلال

کاش کند جلوه‎ای غره‎ ی غرای تو

باش که فرعونيان غرق ستم ناگهان

خيره شود چشمشان از يد بيضای تو

از بشر بت ‎پرست جد تو بتها شکست

بت شکن آخرست همت والای تو

گوش بشر پر شده ‎ست از رجز اين وآن

بار خدايا به گوش کی رسد آوای تو

سوخت ضعيف از ستم پای بنه درميان

تا بکشد انتقام دست توانای تو

نور خدايی چرا روی نهان می ‎کنی

کس نکند جز خدای حل معمای تو؟

شه صفتان را کنون تصفيه ‎ای در خورست

وين نکند جز به حق طبع مصفای تو

ظلم به شرق و به غرب چون به نهايت رسيد

عدل پديد آورد منطق شيوای تو

گو همه دجال باش روی زمين کز فلک

هم قدم موکبت هست مسيحای تو

دفتر ايام را معنی و لفظی نبود

هر ورقش گر نداشت پرتو امضای تو

نيمه شعبان بود روز اميد بشر

شادی امروز ماست نهضت فردای تو


فرهاد ناظرزاده کرمانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
شب چشمان مهربانت ( سودابه مهیجی )
سه شنبه ساعت : | بازديد : 925 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


چه کس دوباره ازين کوچه ها گذر کرده

که چشم پنجره هارا دوباره  تر  کرده ؟

که برگهای زمين خورده ی معطل را

نسيم گيسويش باز دربه در کرده

شب است و حادثه ای بی دريغ در راه است

شب است و باز کسي ماه را خبر کرده

دوباره پچ پچ حاجت روايی صبر است

به گوش هر دل درمانده ای نظر کرده

دوباره داغ دل انتظار تازه شده

که شمع بزم تو را باد شعله ور کرده

شب تولد چشمان مهربانت ، عشق

دوباره خاک فراق تو را به سر کرده

فقط همين امشب بر ملا شوی ای کاش ...

چه آرزوی محالی ست ای سفر کرده ...

 

سودابه مهيجی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
نغمه شوق ( جواد جهان آرایی )
دوشنبه ساعت : | بازديد : 962 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

بیا تا نغمه شوق از نهاد خاک برخیزد

غبار از خاطر آیینه افلاک برخیزد

اگر در جلوه آری گوهر پاک و جودت را

صدف از دامن دریا گریبان چاک برخیزد

گل شوق تو را در دیده می کارم،مگر امشب

دل از خواب گران آرزو چالاک برخیزد

اگر پا در رکاب آری به پابوس سمند تو

هزاران لاله خونین جگر از خاک برخیزد

ببار ای دیده امشب قطره قطره اشک بر دامن

که از دل شعله شعله آه آتشناک برخیزد

به هنگام ظهور تو، تو ای خورشید نورانی

به پیش پای تو چون خاکیان ز افلاک برخیزد

مگر حرف مرا تکرار سازد ای گل نرگس

سخن با کوه می گویم کز او پژواک برخیزد

به شوق نرگس مست تو ای مهر جهان آرا

بسی گلنغمه مستی ز نای تاک برخیزد


جواد جهان آرایی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
اشاره کن ( سمیه خسروی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1407 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


اشاره کن که بهار از درخت سر بزند

شکوفه بال بگيرد، پرنده پر بزند

اشاره کن، تو بخواه از نسيم برخيزد

به سمت خانه بيايد، دوباره در بزند

که می تواند با يک اشاره کوتاه

به دشت ، رنگی از اين دست خوب‌ تر بزند؟

نسيم صبح نفسهای توست، ای موعود!

که آمدست به شهر شکوفه سر بزند

اشاره کن که خزان از درخت برخيزد

اشاره کن که بهاری دوباره سر بزند

 

سميه خسروی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
پر از خواهش ( سعید بیابانکی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1014 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


خدا کند که بهار رسيدنش برسد

شب تولد چشمان روشنش برسد

چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز

به اين اميد که دستم به دامنش برسد

هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ

که آن انارترين روز چيدنش برسد

چه سالها که درين دشت ، خوشه چين ماندم

که دست خالی شوقم به خرمنش برسد

بر اين مشام و بر اين جان چه ميشود يارب!

نسيمی از چمنش بويی از تنش برسد

خدای من دل چشم انتظار من تا چند

به دور دست فلک بانگ شيونش برسد؟

چقدر بر لب اين جاده منتظر ماندن؟

خدا کند که از آن دور توسنش برسد

 

سعيد بيابانکی



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
طلوع پایانی ( علی سلیمانی )
جمعه ساعت : | بازديد : 971 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

در امتداد خزان ، روزها زمستانی

و در غياب شما ، آفتاب زندانی

جسارت است ولی يک سوال می پرسم

چقدر در پس پرده حضور پنهانی ؟

ببين برای شما جمعه ندبه می خوانند

نوادگان زمين خسته از پريشانی

چه وقت ميرسد آقا نگاهتان باشد

برای شب زدگان آيت غزل خوانی ؟

چرا نمی رسی ای منتقم ببين امروز

به نيزه ها شده قرآن به دست شيطانی

دوباره پنجره ها ، زل زدن به غربت شهر

در انتظار شما ای طلوع پايانی

 

علی سليمانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
طوفان شروع می شود ( مهدی جهاندار )
جمعه ساعت : | بازديد : 1023 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

 هرجا غزل به قافيه يار می رسد

 ای دل حکايت تو به تکرار می رسد

يک‌ روز صبح زود تو از خواب می پری

چشمت به او می افتد و پر در می آوری

او کيست؟ تازه قصه‌ ی ما می شود شروع

بود و يکی نبود خدا می شود شروع

ناگه به خود می آيی و درمانده می شوی

دل‌ خسته از بهشت خدا رانده می شوی

طوفان شروع می شود و ماجرا تويی

کشتی به آب می زند و ناخدا تويی

از شهر می گريزی و تنها، تبر به دست

حتی بت بزرگ دلت را شکسته است

يک‌ روز ديگر از تو نجابت، نگاه از او

زل می زنی به چشم زليخا و آه از او

اين قصه در ادامه به دريا رسيده است

يعنی عصا دوباره به موسی رسيده است

دل پادشاه گشت و سليمان ماجراست

بلقيس پس کجاست که پايان ماجراست

ای روزگار! قافيه تنگ است و باز من

من يونسم دهان نهنگ است و باز من

وقتی خريده‌اند به سيبی تو را مرنج

نفروختند اگر به صليبی تو را مرنج

يک‌ روز صبح زود تو از خواب می پری

چشمت به او می افتد و پر در می آوری

او کيست تازه قصه‌ی ما می شود شروع

بود و يکی نبود خدا می شود شروع

من منتظر نشسته که ناگاه می رسی

يک‌ روز صبح زود تو از راه می رسی

 

مهدی جهاندار


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
به نام تو می نازم ( نغمه مستشار نظامی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1425 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


من را نمی شناخت کسی اينجا، گم نامم و به نام تو می نازم

شادم که مثل عده معدودی ، شعری برای نام نمی سازم

شعرم برای توست شعاری نيست،کشتی برای موج سواری نيست

باور مکن که دل به زمين دادم ، وقتی تويی بهانه پروازم

هر جا که نام نامی تو آنجاست ، قلبم بهانه غزلی دارد

اين سوز ريشه ای ازلی دارد ، پس با غم عزيز تو دمسازم

شعرم اگر چه هيچ نمی ارزد ، سوزانده است نام و نشانم را

می سوزم و به هيزم ابياتم ، بيتی به عشق شعله می اندازم

يا صاحب الزمان و زمين موعود ، دانای هرکه آمد و هر چه بود

گم نامم و تويی تو ، که می دانی ، تنها به نام سبز تو می نازم


نغمه مستشارنظامی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
کار مهم ( عباس صادقی زرینی )
شنبه ساعت : | بازديد : 1139 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



کوريم و نديديم خدايی هرگز

يکبار نگفتيم کجايی، هرگز

ما کار مهمتر از شما هم داريم

حق داری اگر جمعه نيايی هرگز


عباس صادقی زرینی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...