عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
قاصدک ( فروغ تنگاب جهرمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1445 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

باد آمد و ورق زد واز لای سررسيد

پرواز کرد قاصدکی خوش خبر رسيد

چرخي زد و ستاره شد از آسمان گذشت

مانند پلک هم زدن آمد ، زمان گذشت

ترکيب چهره ی تو و خورشيد در سرم

داری طلوع ميکنی از کنج دفترم

با نقشه های پلک زدن در کمين من

پس لرزه های چشم تو و سنگچين من

اسطوره ی رسيده به دوران شاه شير!

در دستت آشيانه ی گنجشکهای پير!

تنها دلیر مانده به طوفان دشت تو !

از مرز چشم های من آنکه گذشت تو!

من با تمام پيکره‌ی بيستونی ام

دائم اسير دغدغه‌ ی سرنگونی ام

مکتوب بر مجسمه‌ ی سنگی من است

راز بزرگ عشق تو دلتنگی من است

عشق، آسمان به اهل قفس هديه دادن است

دلشوره های در نوسان ايستادن است

دست مرا به سرخی آتش کشانده است

سيبی که بر بلندترين شاخه مانده است

در گوشه گوشه گوشه ی ديوار چشم توست

بر هر چه خيره می شوم انگار چشم توست

پس ميزنم تو آنطرف پرده نيستی

پيشانی اتاق عرق کرده ، نيستی

آن اتفاق هر شبه رخ داده در حياط

يک شاخه گل - نشان تو  - افتاده در حياط

می افتم از نگاه خودم روی دامنم

اين لحظه را به نام تو تاريخ می زنم

تا بشکند به ناله ی ناقوس ، خوابمان

از آسمان خدا بفرستد جوابمان...

 

فروغ تنگاب جهرمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مشتی ملال ( بابک دولتی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1019 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

زمان بدون تو مشتی ملال خواهد شد

جهان تجسم يک احتمال خواهد شد

برای چشم به راهانت ای سوار سپيد!

در انتظار تو هر لحظه سال خواهد شد

اگر غروب نگاهت هميشگی باشد

دليل ماندن و بودن سوال خواهد شد

پس از طلوع تو خفاش شوم تاريکی

در اوج حوصله آشفته حال خواهد شد

اگر کبوتر صلح تو بال بگشايد

زمان مرگِ هر آنچه جدال خواهد شد

همينکه راوی قصه به آمدن برسد

غراب دلهره ها نيز لال خواهد شد

و آب های گل آلود هم يقين دارم

به يمن آمدن تو زلال خواهد شد


بابک دولتی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
غبار ره موعود ( یوسفعلی میرشکاک )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 931 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

تا تار شدی، ز هر طرف پود شديم

صد بار عدم شديم و موجود شديم

صد بار غبار ره موعود شديم

القصّه نيامدی و نابود شديم

 

يوسفعلی ميرشکاک


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
بغض فرو خورده ( حسین جنت مکان )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1035 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


چه بغض ها که فرو خورده در گلو دارم

دوباره بر سر رازت بگو مگو دارم

فشرده بغض مرا دست نانجيب زمان

و حرف هايي ازين دست در گلو دارم

منم تجلی خيام در تسلسل مرگ

هزار فلسفه ی تازه در سبو دارم

بگو "بنوش"  و بميران! دوباه زنده کنم!

که مرگ را فقط اينگونه آرزو دارم

چگونه دل بکنم از تب تماشايم؟

منی که آينه ای چون تو پيش رو دارم

ازين صدای خراشيده خوب می فهمی

چقدر بغض فرو خورده در گلو دارم

 

 حسين جنت مکان


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
فصل طوفان ( محمد بختیاری )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1435 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

جای باران است وقتی نيستی

فصل طوفان است وقتی نيستی

اين فضای چارديواری سرد

کنج زندان است وقتی نيستی

چشم آغاز تمام قصه‌ها

خيس پايان است وقتی نيستی

هيچکس در چشم اين آئينه نيست

قحط انسان است وقتی نيستی

زير پرچم‌های شيطان هرکسي

يک مسلمان است وقتی نيستی...

 

محمد بختياری


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
انی احب ( زهیر دهقانی آرانی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1005 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

انی احبُّ هرچه که دارد هوای تو

شرمنده ام قدم نزدم جای پای تو

انی برئتُ هرکه بخواند به جز تو را

انی عجبتُ هرکه ندیده عطای تو

ویلٌ لمن یرید اطاعت زغیر تو

تبّت یداه هرکه نشیند به جای تو

انی عصیتُ خواسته ات را مکررا

اما بگو کجا بروم جز سرای تو

گفتی که شرط دلشدگی سرنهادن است

این سر چه قابل است وجودم فدای تو

بازار مصر جمع شود چون تو پا نهی

صد یوسف و هزار زلیخا بهای تو

گویند دل اسیر همان شد که دیده دید

این دل شنید وصف تو شد مبتلای تو

هر صبح جمعه منتظرت ندبه می کند

یابن الحسن کجاست محل لقای تو

پرکرده های وهوی غیر فلک را ولی چه غم

روزی رسد ز کعبه به عالم ندای تو

خواهد زهیر تا که نگاهش کنی به لطف

این لب مباد دور ز وصف و ثنای تو

 

زهیر دهقانی آرانی


با تشکر از دوست عزیزی که این شعر را فرستادن


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
پنجه در گیسو ( محمد بنواری )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1208 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

نه فـرصت میدهی تا پنجه در گیسـوت بگذارم

نه تـابـی تـا که از عشق جـمـالت دسـت بردارم

تـو شیرینتر زلیلایی و من مجـنـونتر از فرهاد

که بـا هجران رویت کرده ای از کار بی کارم

نه شـوق زیستن دارم٬ نه مـوجی تا برآشـوبم

چـنـان مـردابـم و عمری به تنهـایـی گـرفتارم

عــزیزم ناز کمتر کن٬ خدا را خوش نمی آید

تمام روزها را یک به یک با درد بشمارم

بـبیـن آشـفته حـالم٬ بـیکـسم٬ دلواپـسم٬ زارم

که بی تو ازغروب جمعه٬ نه٬ ازخویش بیزارم

نیایـی٬ کــــار دستت مـیـدهم با انقلابی ســــرخ

که یــا در قـتلگاهت بینـی ام٬ یــا بـر سـر دارم

سـپـس نعـش مـرا بـایـد به خــاک عـشـق بسپاری

و من با خویش عشقت را.. به قعر گور بسپارم

بیا تا زنده ام بس کن٬ مهاجر خسته از بازیست

خودت آگاهی ای معشوق٬خـیـلی دوستت دارم

 

محمد بنواری(مهاجر)


با تشکر از محمد بنواری برای فرستادن این شعر زیبا


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
مداوا ( حسن کردی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1440 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )


 بی تو يک روز نشد خوب به فردا برسد

يا دعا از سر سجاده به بالا برسد

زندگی سخت نفس می کشد اينجا بی تو

کی به اخر نفس اين شب يلدا برسد

چشم باران زده کوچه به راه است هنوز

کاش آهنگ قدم هات به اينجا برسد

حسرت يخ زده ی پنجره ها را درياب

تا به گرمای دمت فصل تماشا برسد

سيزده قرن زمين چشم به راهت مانده

نکند کار دوباره به اگر ها برسد

درد ديرينه يک قوم تو را می خواند

با تو اين زخم قديمی به مداوا برسد

اگر از عمر جهان ثانيه ای باقی بود

بايد ان ثانيه حرف تو به دنيا برسد

شجره نامه ما مثل سحر معلوم است

چون به سر سبزی سرشاخه طوبی برسد

 

حسن کردی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
عدالت علوی ( مهرداد مهرابی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 924 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دلم دوباره ببين که شده پريشانت

عزيز فاطمه ای جان من به قربانت

برای روز ظهورت، برای آمدنت

چقدر مانده که کامل شوند يارانت؟

بگو چگونه بيايم چگونه آقا جان

به جستجوی تو و خيمه و بيابانت

به که قسم بخورم بی تو من کم آوردم

بس است اين همه دوری بس است هجرانت

تو را قسم به صبوری قلب منتظران

عزيز فاطمه برگرد سوی کنعانت

عدالت علوی تو خواب اين شهر است

فدای آن لبه ی ذوالفقار برانت

اگر چه لايق احسان تو نبودم من

هميشه شامل من بوده است احسانت

از اين حجاب پر از ابر آسمان، آخر

ظهور می کند آن روی ماه پنهانت

 

مهرداد مهرابی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
زندگی زیباست ( فاضل نظری )
جمعه ساعت : | بازديد : 1716 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست

مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من

خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ،مدت هاست

به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق

اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار

اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل

تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی

اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست

 

فاضل نظری


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...